برچسب:
نویسنده: پندار میرزاپور
برچسب:
نویسنده: پندار میرزاپور
از تو برای تو روز و شبم شدی تو ،از آن لحظه که آمدی…قانون زندگی ام بهم خورد، از لحظه ای که به قلبم آمدینمیدانم چرا میگیرد نفسهایمنمیدانم چرا اینگونه میریزد اشکهایممیگویند اینها همه درد های عاشقیست
برچسب:
نویسنده: پندار میرزاپور
برچسب:
نویسنده: پندار میرزاپور
برچسب:
نویسنده: پندار میرزاپور
برچسب:
نویسنده: پندار میرزاپور
برچسب:
نویسنده: پندار میرزاپور
برچسب:
نویسنده: پندار میرزاپور
برای تو آسمانی ترینم
آدم هارو نه توی سفر میشه شناخت نه از روی کتابایی که میخوننو دوستایی که دارن و نه حتی وسط دعوا.
همین الان که ساعت از شش بعداز ظهر گذشته و همه جا ساکت و آرومه و بارون گرفته د
برچسب:
نویسنده: پندار میرزاپور
برچسب:
نویسنده: پندار میرزاپور
برای تو محبوب ترینم
خواب هایم عمقی ندارد ، خواب می بینم و بیدار می شوم بی هوا ...تو را می بینم. خواب می بینم که ایستاده ای کنار پنجره و به یک نقطه ی نامعلوم خیره شده ای ، به من زنگ زده ای . میگویی دلت برایم تنگ شده است .لابد من باور نکرده ام که می گویی جدی دلت تنگ شده است. ازخواب می پرم . دلت برایم تنگ شده ، نوتیفیکیشن مسیج روشن است ، مرا خیال تو در خواب است ..
+ نوشته شده توسط E.Olyaee در جمعه
برچسب: عاشقانه,
نویسنده: پندار میرزاپور
برای تو خوش نوا ترینم
عاشقانه دلم ،طلب تو را دارد ؛ صدایت،هوایت،وجودت،حضورت
صدای تو را، طنین صدای پر از شیطنت تو را دوست دارم ، دلم قنج می رود زمانی که با کلمات، ماهرانه ،عشق بازی ام میکنی .قناریه دلم ! رنگ و بوی صدای تو را دوست دارم : بوی شور ،بوی هیجان ،بوی عشق می دهد ...صدای تو چه غوغاها می کند با دل عاشقم.
هوای تو را ،هوای معتدل تو را دوست دارم. هوای تو ،بی نهایت من است،بی نهایتی در رنگ ها و
برای تو هستی ترینم
من به بودن هایمان می اندیشم، به نبودن هایمان،جای خالی تو و تو و تو ...
کاناپه خانه ام جا تقریبا برای ۶ نفر دارد به طوری که خیلی صمیمی همدیگر را در آغوش بگیریم.خانه را کوچک انتخاب کردم تا آدم هایم خیلی نزدیک به هم بنشینند تا که دور از چشم هایم نباشند ،تا که مستقیم با هم حرف بزنیم تا که جای خالی نماند ،تا که همه جا بوی عطر قهوه و خنده و شراب قرمز بپیچد...
نور اذیتم میکند. برا
برای تو دوست داشتنی ترینم
دوستت دارمهایت را بگو. نکند قلبت بتپد برایم و نگفته باشی… نکند پنهان کرده باشی قلبت را در زیر هزار خروار دلیل و بهانه و… نکند ندانم که دوستم داری… بگو. بگو که دوستش داری، از دلیلهایت مگو که همین بزرگترین دلیل زندگیات باشد که اینگونه قلبش از تپش بازنایستد با تپشهای قلبت. نگو که میداند، بگو که بشنود با تکتک سلولهایش، دوست دارم دوستت دارم گفتنهایت را. بگو قبل از
برچسب: عاشقانه,
نویسنده: پندار میرزاپور
برای تو عزیزترینم
نمی گویم "دلم برایت تنگ شده است "چون مسخره است .چون هیچی را نمی رساند.چون دستمالی شده است .چون به فلانی و بهمانی هم می گویم دلم برایشان تنگ شده.می دانم که دلم برایت یک چیزی شده،یک چیزی که درد دارد،اندوه دارد،زخم دارد،خون دارد،اشک دارد،فریاد دارد ولی کلمه ندارد.می گویم" دلم برایت یک چیزی شده" و می دانم که میفهمی...
+ نوشته شده توسط E.Olyaee در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ و ساعت 17:23