خرید بک لینک

برای خود خودم و شما قضاوت هایی را فراموش کردم که هیچکس توانایی سکوت در برابرشان را نداشت ، سعی کردم از جایی که ریشه ام را با تبر زدند محکم تر و با استقامت تر رشد کنم.ساعت ها از دست صمیمی ترین کسانم زیر دوش یا ماشین،شب بیداری ها گریه کردم. کوچه پس کوچه های زیادی ازین شهر را فقط بخاطر فراموش کردن رفتارهایی که انتظار نداشتم در جواب کارهایم ببینم بیهوده قدم زدم .جایی که نباید خندیدم و جایی که نباید بخشیدم ... قبول دارم که من هم شاید همیشه خوب و جامع نبودم ،قبول دارم ساده دلی همیشه هم خوب نیست ولی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 5:33

به اتمام آمد این دفتر حکایت همچنان ...چه رویاها و آرزوهایی که با تو در آن زندگی نکردم، هرچه را فراموش کنم از رویای کودکانمان چگونه دل بکنم. چه زود عمر عشقمان به خاتمه رسید ،مثل همیشه فقط چند ماه ،حتی کمتراز تعداد انگشتان یک دست، دلخورم ،نه از تو که همانند دیگران نیامدی ولی همانند بقیه رفتی، از خودم که چرا باور کردمت، چگونه روح قسم خورده ام دوباره عاشق تو شد، دل بیچاره عاشق که بود،به یاد آورد و قبول کرد که تو آمده ای ،که تو خودت آمده ای،که تو مردانه آمده ای. عصبانی ام و خون خونم را میخورم نه از تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 5:33

عاشقانه دوازدهم از تو برای تو روز و شبم شدی تو ،از آن لحظه که آمدی…قانون زندگی ام بهم خورد، از لحظه ای که به قلبم آمدینمیدانم چرا میگیرد نفسهایمنمیدانم چرا اینگونه میریزد اشکهایممیگویند اینها همه درد های عاشقیستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 1:36

برای تو بی وفاترینم دوباره شوری دارم برای نوشتن ، گاهی مینویسم که ثبت احساسات کنم گاهی مینویسم که آرامم باشد و گاهی هم مینویسم که نوشته باشم ،معنیه این سومی را خودم هم نمیدانم. شاید احساسم زخمیست و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 1:36

و این بار برای خودم که بی دفاع ترینم دختر ها که رفتن بلد نیستند،هیچ دختری یهو بر نمیگردد بگوید "خداحافظ".اصلا شما دختری را دیده اید که از چیزی که هست دست بکشد؟دوست داشتن یادش برود؟یا که یک روز صبحادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 1:36

خواب و بیداری های من چند روزیست راحت نمیخوابم ، شبها تا دیروقت بیدارم و روزها صبح زود قبل از صدای پارس سگ همسایه که هرروز صبح ساعت ۶ باید بارو بندیلش را جمع کند و برود مهد نگهداری سگها بیدار میشوم.دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 1:36

برای عاشق ترین ها سه سالی میشود مرا میشناسد ،یک شب که هوا خیلی سرد بود ،سوپ پختم و به خانه اش رفتم . گفتم برایت سوپ آوردم ،گفت نمیخورد، چون مریض نیست، خنده ام گرفت، این خارجی ها هم مثل ما برای خودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 1:36

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان ... چه رویاها و آرزوهایی که با تو در آن زندگی نکردم، هرچه را فراموش کنم از رویای کودکانمان چگونه دل بکنم. چه زود عمر عشقمان به پایان رسید ،مثل همیشه فقط چند ماه ،حادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 1:36

برای تو آسمانی ترینم آدم هارو نه توی سفر میشه شناخت نه از روی کتابایی که میخوننو دوستایی که دارن و نه حتی وسط دعوا. همین الان که ساعت از شش بعداز ظهر گذشته و همه جا ساکت و آرومه و بارون گرفته دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 22:02

برای خود خودم و شما قضاوت هایی را فراموش کردم که هیچکس توانایی سکوت در برابرشان را نداشت ، سعی کردم از جایی که ریشه ام را با تبر زدند محکم تر و با استقامت تر رشد کنم.ساعت ها از دست صمیمی ترین کساادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 22:02

برای تو محبوب ترینم خواب هایم عمقی ندارد ، خواب می بینم و بیدار می شوم بی هوا ...تو را می بینم. خواب می بینم که ایستاده ای کنار پنجره و به یک نقطه ی نامعلوم خیره شده ای ، به من زنگ زده ای . میگویی دلت برایم تنگ شده است .لابد من باور نکرده ام که می گویی جدی دلت تنگ شده است. ازخواب می پرم . دلت برایم تنگ شده ، نوتیفیکیشن مسیج روشن است ، مرا خیال تو در خواب است .. + نوشته شده توسط E.Olyaee در جمعهادامه مطلب

برچسب: عاشقانه, نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:34

برای تو خوش نوا ترینم عاشقانه دلم ،طلب تو را دارد ؛ صدایت،هوایت،وجودت،حضورت صدای تو را، طنین صدای پر از شیطنت تو را دوست دارم ، دلم قنج می رود زمانی که با کلمات، ماهرانه ،عشق بازی ام میکنی .قناریه دلم ! رنگ و بوی صدای تو را دوست دارم : بوی شور ،بوی هیجان ،بوی عشق می دهد ...صدای تو چه غوغاها می کند با دل عاشقم. هوای تو را ،هوای معتدل تو را دوست دارم. هوای تو ،بی نهایت من است،بی نهایتی در رنگ ها وادامه مطلب

برچسب: عاشقانه,چهارم, نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:34

برای تو هستی ترینم من به بودن هایمان می اندیشم، به نبودن هایمان،جای خالی تو و تو و تو ... کاناپه خانه ام جا تقریبا برای ۶ نفر دارد به طوری که خیلی صمیمی همدیگر را در آغوش بگیریم.خانه را کوچک انتخاب کردم تا آدم هایم خیلی نزدیک به هم بنشینند تا که دور از چشم هایم نباشند ،تا که مستقیم با هم حرف بزنیم تا که جای خالی نماند ،تا که همه جا بوی عطر قهوه و خنده و شراب قرمز بپیچد... نور اذیتم میکند. براادامه مطلب

برچسب: عاشقانه,پنجم, نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:34

برای تو دوست داشتنی ترینم دوستت دارمهایت را بگو. نکند قلبت بتپد برایم و نگفته باشی… نکند پنهان کرده باشی قلبت را در زیر هزار خروار دلیل و بهانه و… نکند ندانم که دوستم داری… بگو. بگو که دوستش داری، از دلیلهایت مگو که همین بزرگترین دلیل زندگیات باشد که اینگونه قلبش از تپش بازنایستد با تپشهای قلبت. نگو که میداند، بگو که بشنود با تکتک سلولهایش، دوست دارم دوستت دارم گفتنهایت را. بگو قبل از ادامه مطلب

برچسب: عاشقانه, نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:34

برای تو عزیزترینم نمی گویم "دلم برایت تنگ شده است "چون مسخره است .چون هیچی را نمی رساند.چون دستمالی شده است .چون به فلانی و بهمانی هم می گویم دلم برایشان تنگ شده.می دانم که دلم برایت یک چیزی شده،یک چیزی که درد دارد،اندوه دارد،زخم دارد،خون دارد،اشک دارد،فریاد دارد ولی کلمه ندارد.می گویم" دلم برایت یک چیزی شده" و می دانم که میفهمی... + نوشته شده توسط E.Olyaee در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ و ساعت 17:23 ادامه مطلب

برچسب: عاشقانه,هفتم, نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:34

صفحه بندی